خرید بک لینک
 بيا که موي تو را بر نسيم بُگذارمکه درد و غصه و غم را ، عقيم بگذارمبيا عزيز دلم ! تا که باز با لبخنددوباره ، آخر اسم تو ، "ميم" بگذارماگر جنون مني ، لازم است بعد از اينتو را مقابل عقل سليم بگذارممن از دل تو نخواهم گذشت اگر حتيکه سر به روي کلوخ و گليم بگذارمبيا ، اگر تو نباشي ، دوباره مجبورمکه نام وضعيتم را "وخيم" بگذارم 

برچسب: نویسنده: هلیا کریمیان تاريخ: سه شنبه 12 ارديبهشت 1396 ساعت: 10:02

[نوشته ي رمز دار]  

برچسب: نویسنده: هلیا کریمیان تاريخ: سه شنبه 12 ارديبهشت 1396 ساعت: 10:02

 


خنده هايت چنان به خواب مي ماندند که در پي تعبيرشان م...

برچسب: نویسنده: هلیا کریمیان تاريخ: سه شنبه 12 ارديبهشت 1396 ساعت: 10:02


لعنت به تمام مسيرهايي که به تو نمي رسند...

برچسب: نویسنده: هلیا کریمیان تاريخ: سه شنبه 12 ارديبهشت 1396 ساعت: 10:02

 


حس شاخه گلي که گلدانش شکسته...همون حس...

برچسب: نویسنده: هلیا کریمیان تاريخ: سه شنبه 12 ارديبهشت 1396 ساعت: 10:02

جاده ي آمدنت...


جاده ي آمدنت بايد چيزي باشد شبيه اين...


جاده ها را قرمز پوش ميکند، خيال خام آمدنت...

برچسب: نویسنده: هلیا کریمیان تاريخ: سه شنبه 12 ارديبهشت 1396 ساعت: 10:02

يک جايي...


باور کن يک جاي اين دنيا بايد اشتباه باشد،


يک جايي که حتي دست قاصدکها هم از آن کوتاهست...


درست همان جايي که رد خنده هايت گم شده اند...

برچسب: نویسنده: هلیا کریمیان تاريخ: سه شنبه 12 ارديبهشت 1396 ساعت: 10:02

صفحه بندی